فاطمهفاطمه، تا این لحظه: 8 سال و 8 ماه و 23 روز سن داره

سلام نی نی، فاطمه گلی

اتفاقات جدید

سلم فاطمه قشنگم وای که چقدر بزرگ شدی دندون دومت هم در اومد دیشب دیدم دو سه روز هم هست که وقتی خیلی خوشحال میشی دست میزنی خاله مریم خاله بابایی داره میرهاون ور آب بابایی خیلی براش دلتنگی منیکنه فردا شب اولین شب یلدا شماس میخام برات شب یلدا بگیرم نمیدونم میشه یا نه راستی یه سرما حسابی خوردی و به منم دادی هنوز هردومون آبریزش داریم دو سه شب پیش تونستی دستت رو به مبل بگیری و بلند شی خود خودت به تنهایی تغییرات جدیدتری یادم نمیاد برات بنویسم تابعد
29 آذر 1390

اولین دندون دخملم

سلام دخملم با اینکه داری غر رغ میکنی خاستم جوانه زدن اولین دندونت رو بهت تبریک بگم البته که دیده نمیشه ولی با دستام تونستم حسش بکنم دخترم دیگه حسابی بزرگ شده راستی شبای محرم هم هر شب با هم رفتیم مراسم عزاداریات قبول عزیزم چهار روز دیگه میریم مشهد
10 آذر 1390

بدون عنوان

سلام دخمل گلم خیلی وقته نتونستم برت بنویسم در طول این مدت خیلی اتفاقا افتاد مهمتر از همه اولین مسافرت خانواده سه نفرمون بود رفتیم رامسر . خیلی هم به هر سه ما خوش گذشت خیلی زود میام عکسات رو میذارم غذا هم میخوری فقط با زور بازوی بابایی مخصوصا فرنی آرد برنج رو اصلا دوست نداری وزنت هم از حد نرمال بالاتره به اندازه یه دخمل 9 ماهه 8.600 شدی ماشالله دخملی مامان از فردا بهت قراره سوپ بدم با یک غذای متفاوت چه میکنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اولین تجربه محرم شما هم چند روز دیگه شروع میشه خدا کنه خدا کنه خدا کنه حسینی بشی و علوی آرزومه نشستنت که خیلی عالی شده نرم نرمک هم از جات البته نشسته جا به جا میشی خبری از چهار دست و پا نیست اسمت رو کاملا میشناسی ولی حا...
2 آذر 1390
1