فاطمهفاطمه، تا این لحظه: 8 سال و 8 ماه و 23 روز سن داره

سلام نی نی، فاطمه گلی

عروسک بازی های فاطمه

دخمل گلم از وقتی کوچکتر بود حدود یک سالش بود با عروسکاش خیلی قشنگ بازی می کرد همونطور مه من بغلش میکردم اونم عروسکش رو بغل میکرد همونطور که براش لالایی می خوندم و می خوابوندمش اونم عروسکش رو میخوابوندو ... دو سه شب پیش من و بابایی تو آشپزخوه مشغول بودیم که دیدیم صدای فاطمه نمیاد نگاه کردیم ببینیم چی کار میکنه که دیدم مشغول بازیه ازش فیلم و عکس گرفتم و اینجا میذارم سلام نی نی من چطوری حالا خرج خونه رو از گجا بیارم چجوری عذا درست کنم؟؟؟؟؟ حالا ببین چه فکری کردم شما همتون بخوابین تا من برم غذا دُدُس کنم بچه ها بیاین ناهار (البته فاطمه اینجا داشت نی نی ای رو که دستشه عوض میکرد) خب بچه ها ناهار گشنه پلو داریم با ...
16 اسفند 1391

شیرین زبونی های فاطمه

1. اون شب از مهمونی هومده بودیم داشتم لباساتو عوض میکردم با ذوق ازت پرسیدم فاطمه شام خوردی؟ تو هم خوشکل گفتی بله گفتم چی خوردی گفتی آآآآآآشغااااااااال!!!!!!!!!!! 2. بابایی داشت با خاله مریم صحبت میکرد اول که گیر داده بودی صدا نیمیاد بعد به زبون خودت میگفتی قطع و وصل میشه 3. صبحها که از خواب بیدار میشیام برات یه شعر میخونم که میگه صبح شده دیگه بسه چقد میخوابی تو که خوابیدی شب تا صبح رو حسابی تو هم بعدش هی میگی حسابی بوخونین 4. صبحها که من خوابم و تو بیدار میشه میگی مامان ... مامان ... بیدار شین 5. از صبح که بیدار میشی یه سره میگی بابا میاد ... بابا میادش ... بابا نیومده هنوز ... مامان ... ساخت چنده 6. وقتی ازت میپرسم ساع چنده میگی ن...
14 اسفند 1391
1