فاطمهفاطمه، تا این لحظه: 8 سال و 8 ماه و 23 روز سن داره

سلام نی نی، فاطمه گلی

روزهای قبل از ریحانه

1394/9/30 1:32
نویسنده : مامان رضیه
113 بازدید
اشتراک گذاری

سلام به گل دخملام

دیشب وقتی ساعت دو و نیم رفتم بخابم یادم اومد چقدر وقته براتون ننوشتم

دلم براتون تنگ شده بود با اینکه هر دوتون یه جوری پیشمین فاطمه خانوم که مرتب بغلم میاد یا بوسش میکنم یا بوسم میکنه؛ ریحانه خانومم که دائم یا لگد میزنه یا دست میزنه و یه جوری حضور خودشو اعلام میکنه (مثل الان که هی لگد میزنه)

این روزا دارم تلاش میکنم تا قبل از اومدن ریحانه کارام رو مرتب کنم سعی میکنم درسام رو جلو جلو بخونم برنامه ریزی کردم برا تسویه حساب دانشگاه و پیدا کردن پیش دبستانی برای فاطمه گلی

مهمتر از همه دارم سعی میکنم وقت بیشتری برا فاطمه بذارم تا روزای آخر دوتایی بودنمون بیشتر بهش خوش بگذره (البته اگه این هورمونای بارداری بذاره)

و البته دارم سعی میکنم جای ریحانه رو تو دل باباش و فاطمه باز کنم البته بهتره بگم دارم تو خونه جاسازش میکنم. یه جوری ازش حرف میزنم یه جوری از حالتاش میکنم انگار الان جلومونه!

امروز به این فکر میکردم چقدر زمان به سرعت داره میگذره و ما چقدر الکی به خاطر این سرعت خوشحالیم من دارم پیر میشم و فاطمه بزرگ و همونطور که کانون این خونه در حال گرم شدنه به سرد شدن و کوچک شدن هم نزدیک میشه 

روزهایی میشه که من تنهایی یا شاید کنار امیر نشستم و منتظر تا فاطمه یا ریحانه یا یکی دیگه زنگ خونه رو بزنه روزهایی رو میبینم که غذایی که درست میکنم و یه روزی تو خونه کم می اومده حالا برای من و امیر زیاد هم باشه چقدر زندگی آدمی پیچیده و در عین حال ساده است. 

دخترای عزیزم برای سلامت و سعادت هر دوتون هر روز و هر لحظه دعا میکنم و از خدا میخام فرح و شادی ای که من این روها حس میکنم به تک تک دوستان و آشنایانمون عطا کنه

ربنا هب لنا من ازواجنا و ذریاتنا قره اعین و اجعلنا للمتقین اماما

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)